
کسی که در قفس غرب استحاله شود/ به پنجه هوس غربیان مچاله شود
در خیابان چهره آرایش مکن/ از جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز/ در مسیر چشمها افسون مریز
یاد کن از آتش روز معاد/ طره گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی / فاشترگویم عروسک نیستی
خواهرم ای دختر ایران زمین/ یک نظر عکس شهیدان را ببین
خواهر من این لباس تنگ چیست ؟/ پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟
پوشش زهرا مگر این گونه بود!
خواهرم این قدر طنازی مکن/ با اصول شرع لجبازی مکن
در امور خویش سرگردان نشو/ نو عروس چشم نامردان مشو
پدرم گفت پدر جان زن اگر زن باشد/ شیر در خانه و در کوچه و برزن باشد
پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم/ زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم
هدف دشمن سنگ افکن، پیشانی ماست/ کسب جمعیتش از زلف پریشانی ماست
پدرم گفت گل از رنگ و لعابش پیداست/ زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست

تفاوت بین دختران محجبه و دختران بی حجاب

رابطه جالب بین بی حجابی و سیب زمینی بودن در تصویر زیر به وضوح آمده
انصافا مردی که در اوج بی غیرتی حاظر است همه مردان کوچه و خیابون از زیبایی های همسرش لذت ببرند ملقب کردن به نام گوجه و سیب زمینی خیلی زیادش هم هست
برخی این را نشان پیشرفت میدانند سوال من اینست
مگر پیشرفت و تمدن به عریان بودن و لخت بودن است؟
پس با این حساب حیوانان بسیار متمدن تر از ما هستند
پس نتیجه میگیریم ...
بی حجابی زن = اثبات سیب زمینی بودن شوهرش
مواد لازم برای متمدن شدن به سبک غربی ،ماهواره ای :

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامىدر ديدار با ورزشكاران شركتكننده در المپيك و پارالمپيك (14/07/1383)
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
اولاً از همهى ورزشكارهاى عزيزى كه اينجا تشريف داريد، بهخاطر نمودهاى شخصيت و هويت اسلامى و ايرانى كه در يكى از حساسترين عرصهها و صحنههاى بينالمللى از خودتان نشان داديد، تشكر مىكنم.
هر ورزشكار قهرمانِ ما كه در عرصهيى از عرصههاى ورزش حضور پيدا مىكند و چشمهايى را در سرتاسر دنيا به سوى خود جلب مىكند، در واقع ترجمهيى است از احساسات ملى و هويت اسلامى كشور و ملت ما؛ هرچه در اين زمينهها تلاش كنيد، تلاشِ باارزشى كردهايد.
امروز در دنيا مسألهى ورزش و ورزش قهرمانى جايگاهى دارد كه در واقع از اين تريبون، براى نشان دادن هويت ملت بزرگِ ما، شماها استفاده كرديد و اين جاى تشكر دارد. حالا آنهايى كه مدال آوردهايد و بيشتر چشمها را به سمت خودتان جلب كرديد در جاى خود؛ آنهايى هم كه مدال نياوردند، ولى تلاش و سعى خودشان را به دنيا نشان دادند و مورد تحسين قرار گرفتند هم در همين افتخار سهيم و شريك هستند. بنابراين من از اين جهت كه شماها در عرصهيى از عرصههاى گوناگون اين كشور و اين ملت، نماد شخصيت ملت بزرگ ما هستيد، از شماها تشكر مىكنم و از اينكه كار ورزش قهرمانى را دنبال مىكنيد، خرسند مىشوم و اين را يك كار باارزش مىدانم.
يك سود ديگر ورزش قهرمانى، توسعهى ورزش در كل كشور است كه من بارها روى اين مسأله تكيه كردهام؛ چه در ورزش غيرجانبازان و معلولان، چه بخصوص در ورزش جانبازان و معلولان. وقتى شماها كه از لحاظ جسمانى مشكلى هم داريد - مشكل ناخواسته - تلاش مىكنيد و مردم كوشش، همت و ارادهى شما را مىبينند، تشويق مىشوند به ورزش كردن؛ ورزش كار بسيار لازمى براى كشور ماست؛ از اين جهت هم كارتان باارزش است.
يك جهت لطيف و بسيار مهم ديگر در كار مجموعهى قهرمانهاى ما كه بحمداللَّه نشان داده شده، نشان دادن ديندارى و علاقهمندى به ارزشهاى اسلامى است؛ اين خيلى باارزش است؛ هم در ورزش جانبازان و معلولان، انسان اين مسأله را مشاهده مىكند، هم در ورزش قهرمانهاى ديگر. وقتى يك قهرمان كشور ما جلوِ چشم ميليونها و شايد صدها ميليون جمعيت دنيا، بعد از پيروزى خودش، خدا را شكر مىكند و دستش را به آسمان بلند مىكند يا سجده مىكند، اين را دستكم نگيريد؛ اين پيام معنويت را در دنيا پخش مىكند؛ دنيايى كه با ميلياردها دلار سعى شده كه معنويت در آن بىفروغ شود و چراغ معنويت آن خاموش شود. مىدانيد صهيونيستها در اين صد سال اخير و بخصوص در اين دهها سال اخير چه خرجى كردهاند تا انسانها را بدون هويت معنوى بار بياورند و به بىبندوبارى و بىاعتقادى و لااباليگرى در عقيده و ايمان دينى بكشانند؟ شما وقتى بعد از پيروزى روى تشك كشتى يا محل وزنهبردارى يا در هر نقطهى ديگرى، دستتان را بلند مىكنيد، خدا را شكر مىكنيد، به سجده مىافتيد يا نام بزرگان دين را بر زبان مىآوريد، در واقع داريد همهى سرمايهيى را كه آنها خرج كردهاند، با يك حركت ساده دور مىكنيد؛ خداى متعال به شماها كمك و الهام مىكند كه اين كار را انجام بدهيد. حتماً اين حسين آقاى رضازاده آن روز اوّلى كه فرياد كشيد «يا ابوالفضل»، نمىدانست كه اين چقدر اثر مىگذارد؛ او احساس دينى خودش را بروز داد؛ يا آن برادرى كه سجده مىكند، يا آنكه دستش را بلند مىكند - كه من بارها در ورزشهاى قهرمانى خودمان اين صحنه را از تلويزيون ديدهام - اينها در حقيقت معنويت را القا مىكنند.
شما ببينيد الان چقدر خرج مىكنند و زحمت مىكشند، براى اينكه حجاب را در دنيا از بين ببرند؛ كشورهايى كه خودشان را مهد آزادى هم مىدانند، مىبينيد كه چه مىكنند براى مبارزهى با حجاب. حالا همهى آن تشكيلاتى كه با حجاب مبارزه مىكنند يك طرف، اين خواهر ورزشكارِ مؤمن و دخترِ جوانِ ما كه با حجاب اسلامى و لباس محجّب - يا با چادر يا با آن شكل زيباى ارزشى - جلوِ دوربينهاى دنيا ظاهر مىشود و نشان مىدهد كه به اين ارزش پايبند است و اين صحنه در همهى دنيا منعكس مىشود، اين يك طرف ديگر؛ او در واقع با اين كار، همهى آن تبليغات را خنثى مىكند.
اين كارِ آقاى آرش عزيزمان هم از آن كارهاى بسيار برجسته بود؛ خيلى كار باارزشى بود. ايشان اگر مسابقهاش را برگزار مىكرد و پيروز هم مىشد، ارزش كارش اينقدر نبود. البته در دنيا سعى كردند كه به سر اين كار بزنند؛ نتوانستند. همهشان دستبهيكى كردند كه: المپيك را خراب كرديد؛ سياسى كرديد. خودِ آنها از همه چيز به نفع سياستهاى استعمارى خودشان بهرهبردارى و استفاده مىكنند؛ اما وقتى يك جوان مسلمان و مؤمن از يك ارزش دفاع مىكند؛ از يك ملت مظلوم دفاع مىكند و با يك قلدرِ بينالمللى گردنكلفتِ چاقوكشِ عربدهكش، با اين زبان و با اين منش درمىافتد، اينطور عليه او جنجال و جوسازى مىكنند. البته غلط مىكنند! آنها در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند و ضربهفنى شدند! با اين كار سيلى خوردند؛ حالا بعد از آن هرچه مىخواهند جنجال كنند، بكنند؛ ايشان كار خودش را كرد.
از جملهى كارهاى خيلى خوب و باارزشى كه من ديدم بعضى از قهرمانها مىكنند - البته من نمىگويم شماها حتماً اين كار را بكنيد؛ اما آنهايى كه كردند، خيلى كار باارزشى بود - و پريروز اين كار را از روزنامه خواندم، آن است كه بعضى از ورزشكارهاى مدالگيرِ ما مدالهايشان را خرج حرم حضرت اباالفضل يا بازسازى بم كردند.
بنده كم مىنشينم پاى برنامههاى ورزشىِ تلويزيون؛ چون يكخرده هيجان برنامههاى ورزشى من را اذيت مىكند؛ خيلى طاقت چنين هيجانى را ندارم كه بنشينم و لحظهبهلحظهى مسابقه را تماشا كنم؛ لكن گاهى اوقات مىنشينم و اصرار دارم. آن شبى كه ايشان - آقاى رضازاده - آن كار قشنگ را كرد، من پاى تلويزيون بودم؛ هم حركت يك ضرب را ديدم و هم حركت دو ضرب و بالا بردن ركورد را، و همان موقع فهميدم كه احساسات جوانها و مردم و ميليونها انسان در اين كشور، الان در چه وضعى است؛ حقيقتاً و قلباً از اين جوان تشكر كردم و تشكرم را هم همانجا منتقل كردم. البته من از همهى شماها هم حقيقتاً متشكر هستم.
عزيزان من! هرچه مىتوانيد اين محيط و اين فضا و اين گرايش معنوى و عشق به معنويت را در خودتان تقويت كنيد. امروز نه فقط كشور، بلكه دنيا و همهى جوانهاى آن به اين معنويت نياز دارند؛ امروز دنيا در خلأ معنويت زندگى مىكند و شماها كسانى هستيد كه گاهى اوقات يك كار كوچك شما، مىتواند بيشتر از دهها كتاب تأثير و گسترش داشته باشد. البته نمىگويم هميشه اينجور است؛ اما واقعاً گاهى يك حركت كوچك شما كه نشاندهندهى گرايش به معنويت است، تأثيرش در سطح وسيعى است و از تأثير كتابها و نوشتهها و سخنرانيها بيشتر است؛ اين موقعيت را مغتنم بشمريد.
انشاءاللَّه خداوند به همهتان توفيق بدهد و از همهتان راضى باشد؛ ما از شماها راضى هستيم و ازتان تشكر مىكنيم و شماها را به خدا مىسپاريم. انشاءاللَّه همهتان عاقبتبخير شويد و روزبهروز انشاءاللَّه افتخاراتتان بيشتر شود. من از مربىها و مديرها و عناصر خوبى كه زحمت شماها را كشيدند و اين امكان را براى كشور فراهم كردند، صميمانه متشكرم.
بنده اگر وقت داشتم و اگر حال داشتم و اگر جوان بودم، مىآمدم به جرگهى شماها؛ منتها متأسفانه ما ديگر پير هستيم و گرفتارىمان هم زياد؛ همينطور نگاه مىكنيم به شماها و لذت مىبريم. انشاءاللَّه موفق باشيد؛ زنده باشيد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
فرانسه را به اصطلاح مهد آزادي ميدانند، اما به تازگي در اين کشور آزاد بسياري از دختران مسملان به خاطر حفظ حجاب از مدارس اخراج شدهاند!
از جمله دختراني که از مدرسه فرانسه براي رعايت حجاب خود و خواهر 15سالهاش اخراج شدهاند راضيه نادران که ده سال بيشتر ندارد ميباشد. وي در نامهاي چنين مينويسد:
روزها ميگذشت و من به مدرسه ميرفتم و هر روز مدير براي پدرم نامه ميفرستاد و از او درخواست ميکرد اجازه دهد تا من بيحجابي به مدرسه بروم.
فکر ميکردم که من حجابم را به اجبار پدرم، رعايت ميکنم!
در آخرين نامهاي که در 7نوامبر(16آبان) نوشت گفت: اگر راضيه روسريش را در نياورد ديگر حق مدرسه آمدن ندارد!
اين نامه را صبح به من داده بود و بعدازظهر وقتي براي آوردن کتابها و دفترهايم به مدرسه رفتم ديدم مثل فرمانده پادگان با تني چند از معلمان جلوي در ايستاده بود و به خيال اينکه من ميخواهم به کلاس بروم با عصبانيت و خشونت گفت:
نه، نه راضيه!
من در آن موقع ناراحت شدم و بغض گلويم را فشار ميداد ولي با اين حال به او گفتم: من براي برداشتن کيف آمدهام!
من از آن روز ديگر به مدرسه نميروم و در خانه درسهاي ايرانيم را ادامه ميدهم، اما اين برخورد بد و بيادبانه مدير را هرگز فراموش نميکنم.
من تا به حال چند مصاحبه داشتهام. در جواب خبرنگار شبکه 3تلويزيون فرانسه که پرسيد آيا به حجابم ادامه ميدهم يا نه، گفتم: حجاب در اسلام از 9سالگي براي ما دختران واجب است. من از 9سالگي چادر به سر کردن و تا آخر عمر هم به سر خواهم کرد.
من بازي کردن با بچهها و مدرسه رفتن را دوست دارم ولي دينم و حجابم را از همه چيز بيشتر دوست دارم و حاضرم در خانه تنها باشم ولي خدا تنها باشم ولي خدا از من راضي باشد و به دخترهاي مسلمان ميگويم که از اين سروصداهاي فرانسويها و سياستهاي ضد اسلاميشان نترسند و به مبارزه خود ادامه دهند که حتماً پيروزي از آن ماست.
راضيه نادران، 10ساله
از کلرمون فرانسه
عدم رعايت حجاب داراي آثار منفي فراواني در زندگي دنيا و آخرت است كه ما به برخي از آنها اشاره مي كنيم.
الف. بدحجابي زمينه ساز رذايل اخلاقي
پرسش: بدحجابي چگونه زمينه ساز رذايل اخلاقي و سقوط ارزش الهي بانوان مي گردد؟
پاسخ: بدحجابي منشا برخي از رذايل اخلاقي و در نتيجه باعث سقوط زن از مقام و منزلت الهي و انساني خويش مي گردد زيرا ابتذال در پوشش و بدحجابي ابتذال در اخلاق را به دنبال دارد چه بسا افرادي كه به خاطر ابتذال در حجاب و پوشش دچار بيماري هاي روحي و رواني مثل كبر غرور و عجب و ريا و... مي گردند و چه بسيار كساني هستند كه به خاطر مدپرستي كه منشا هواپرستي دارد در دام انواع مفاسد گرفتار مي شوند چون بدحجابي مقدمه بي بندوباري و زمينه ساز لذت هاي شهواني نامشروع است. اگر دختر و زني حجاب ناقص و غيراسلامي داشته باشد توجه مردان به او جنبه شهواني پيدا مي كند و در نتيجه ارزش هاي حقيقي او فراموش مي گردد به همين دليل تا زماني كه جاذبه ظاهري دارد مورد توجه است و هنگامي كه اين جاذبه از بين برود احساس غربت پوچي و پشيماني مي كند.
بدحجابي ارزش هاي راستين دختران را تحت تاثير جاذبه هاي جنس شان قرار مي دهد و آنان را فداي هرزگي ها و هوس راني هاي شيادان مي سازد بدحجابي ارزش حقيقي زن را از بين مي برد و او را تا حد يك كالاي بي ارزش مادي پست و ذليل مي كند زني كه اندام خود را در معرض ديد همگان مي گذارد و آنچه را كه به جنسيت او مربوط مي شود را به كوچه و بازار مي برد در حقيقت مي خواهد با تكيه بر زنانگي خويش جاي خود را در جامعه باز كند نه با تكيه بر انسانيت خويش در واقع او به اين ترتيب اعلام مي كند كه آنچه براي او اصل است زن بودن اوست نه انسان بودن و نه انديشه و لياقت و كارآيي او چنين زني قبل از هر چيز اسير خود است او به مغازه داري شبيه است كه دائما در فكر تزيين و تغيير دكوراسيون و تزيين مغازه است و اين تزيين و خودنمايي به او مجال فكركردن درباره ارزش هاي معنوي بزرگ را نمي دهد. افزون بر اين زنان بدحجاب و فاقد شخصيت انساني كه به تزيين و تجمل و خودآرايي مي پردازند و به سراغ اسباب آرايش و زيورآلات جالب تر و كفش و لباس شيك تر مي روند معمولا زناني هستند كه از سرمايه هاي معنوي و فضايل اخلاقي تهي و محروم هستند و پرواضح است كه تهي بودن از فضايل اخلاقي زمينه ساز پيدايش رذايل اخلاقي است و پيدايش رذايل اخلاقي منشا سقوط ارزش هاي الهي در انسان مي شود.
ب. بدحجابي باعث خشونت و آزار جنسي
پرسش: بدحجابي زنان چگونه باعث خشونت و آزار جنسي آنان مي گردد؟
پاسخ: يكي از آثار سو بدحجابي اذيت و آزار جنسي زنان بدحجاب به وسيله مردان و جوانان ولگرد و لاابالي است. گويا اين قبيل مردان پوشش ناقص و نامناسب برخي دختران و زنان را به منزله چراغ سبزي مي دانند كه نشان دهنده تمايل زنان بدحجاب به كارهاي خلاف و گناه آلود است و همين نكته از نظر ذهني و رواني از ديدگاه آنان مجوز اذيت و آزار جنسي زنان بدحجاب است.
البته بسياري از دختران و زنان بدحجاب از اذيت و آزار مردان لاابالي كه مزاحم آنان مي شوند متنفر هستند و اين گونه مردان و جوانان هرزه را مانع آزادي و فعاليت هاي خويش مي دانند اما اين گونه دختران بايد بدانند كه در حقيقت با بدحجابي خويش خودشان زمينه انجام چنين اذيت و آزارهايي را فراهم نموده اند. زيرا هر چه حجاب و پوشش بانوان بهتر و بيشتر باشد. مردان و جوانان لاابالي كمتر جرات اذيت و آزار آنان را به خود مي دهند.
قرآن مجيد در آيه جلباب به شكل بسيار زيبايي به اين واقعيت تصريح كرده است كه هرچه حجاب و پوشش بانوان بيشتر و بهتر باشد و بانوان از حجاب حداكثري مثل چادر استفاده كنند اين باعث مي گردد كه به تقوا و عفت شناخته شوند و در نتيجه مورد اذيت و آزار قرار نگيرند.
(يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نسا المومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلا يودين) (سوره احزاب آيه 59)
امروزه در غرب به دليل رواج فرهنگ برهنگي آزارهاي جنسي و مسئله خشونت عليه زنان بيداد مي كند و هجوم فرهنگي غرب به كشور اسلامي ما كه يكي از مظاهر و نمود آن گسترش و تبليغ بدحجابي است باعث گرديده است كه در سال هاي اخير ناامني اجتماعي زنان در كشور ما نيز به عنوان يك مسئله و معضل در برخي از شهرها كه بدحجابي در آن گسترش يافته است مطرح گردد و ترديدي نيست كه بدحجابي و افزايش نمودهاي جنسي توسط زنان در سطح جامعه در افزايش خشونت مردان و آزارهاي جنسي آنان تاثير مهمي دارد. چون هر مرد هرزه اي كه در محل كار يا خيابان زني را با جذابيت هاي جنسي در اثر بدحجابي مي بيند در پي آن تحريك جنسي پيدا مي كند و سپس مشكل رفتاري رخ مي دهد.

نگارنده: احمد فرید فرزاد هروی
اقلیت مسلمانان در غرب با آنکه بزرگترین اقلیت محسوب میشوند؛ همواره مورد تبعیضات حقوقی، اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته اند. این روند پس از حوادث 11 سپتمبر 2001 میلادی شدت بیشتر گرفته و هر روز محدودیتهای بیشتر و به گونهی وسیعتر برای مقید نمودن و به انزوا کشیدن اقلیت مسلمان در جوامع اروپایی رویدست گرفته میشود. ممنوعیت ساخت مناره برای مساجد در سوئیس، محدودیتهای املاک برای مسلمانان، تبعیضات علیه مسلمانان در دادگاهها، آزادی بیحد و حصر رسانهها در تبلیغات سوء علیه مسلمانان، ممنوعیت حجاب اسلامی در دانشگاهها و مراکز آموزشی در اکثریت کشورهای اروپایی و.... از جملهی این موارد است.
سران کشور فرانسه از دیرباز برای ممنوعیت مظاهر اسلامی درین کشور تلاش مینمایند و هر بار با استفاده از قدرت سیاسی شان توانستهاند تا محدودیتهای را برای مسلمانان به تصویب برسانند در سال 2004 نیز بحثها بر سر ممنوعیت حجاب اسلامی بالا گرفته بود. اما این بار دولت فرانسه با دیدی متعصبانهتر اقدام به طرح لایحهیی نموده است که بر مبنای آن حجاب اسلامی در تمام اماکن عمومی ممنوع اعلام شده و زنان محجبه را از حق دسترسی به خدمات عمومی در جامعه مانند شفاخانه ها، مکاتب، دانشگاهها، پارکهای تفریحی، ادارات دولتی و وسایط نقلیهی عمومی محروم مینماید.
نیکولا سرکوزی رییسجمهور کشور فرانسه در یک اقدام ضد اسلامی طی سخنرانی در پارلمان آن کشور از حضور زنان محجبه در اماکن عمومی درین کشور انتقاد نموده و پوشیدن حجاب را توهینی به طرز تفکر جامعهی فرانسه عنوان نموده و آن را مخالف قانون سیکولار کشور دانست. او با لحن تندی حجاب اسلامی را مورد حمله قرار داده و گفته است: «حجاب، زنان را به سطح یک برده تنزیل میدهد و از منزلت آنان میکاهد».
چرا منع حجاب:
موضعگیریهای شدید سران کشورهای غربی و ایجاد محدودیتهای دست و پاگیر برای اقلیتهای مسلمان در اروپا در این اواخر بر علیه مسلمانان و خصوصاً زنان مسلمان را میتوان ناشی از دو علت اساسی دانست:
1. اسلام هراسی در غرب:
یکی از عوامل برخورد خصمانهی سران غربی با مسلمانان و ایجاد محدودیت برای آنها در جوامع غربی، ایجاد شدن پدیدهی موهوم «اسلام هراسی» یعنی قلمداد نمودن مسلمانان بهعنوان یک خطر برای غرب و بزرگنمایی این پدیده میباشد و هر یک از احزاب و سازمانهای ضد اسلامی بر آنند تا با بزرگنمایی این خطر از یکسو ضربهی به مسلمانان وارد سازند و از جهت دیگر خود را دلسوزان تمدن غربی نشان داده و حمایت مردم را برای کسب بیشتر قدرت در دستگاههای حکومتی؛ حاصل نمایند.
به ادامه مطلب بروید.......
ادامه مطلب...
اين وضعيت ناگوار به بعضی از كشورهای اسلامی غربزده هم گسترش يافته است. تركيه اولين كشور با اكثريت مسلمان بود كه ورود زنان با حجاب را به مدارس رسمی و دانشگاهها و مؤسسات دولتی و از جمله پارلمان اين كشور ممنوع كرد. اين مسأله در شرايط دشوار سياسی و اجتماعی اتفاق افتاد. تنها دليل آنان ترس از اين پديده اسلامی نسبت به سلامت نظام سكولار تركيه بود. اين مسأله اخيراً در تونس به شكل تندی مطرح شده است و دليل آن را هم مانع ملی دانستهاند. به عبارت ديگر مسؤولان تونسی حجاب را پديدهای وارداتی يا حالتی طائفهای و بيارتباط با اسلام دانستهاند. در اين باره ذكر چند ملاحظه ضروری است:
1- اين نوع جهتگيری منفی نسبت به حجاب، نوعی فشار آوردن به زنان مسلمان با حجاب است و محدودسازی آزادهای فردی و اجتماعی به شمار ميآيد. در حالی كه اين حق انسان است كه نوع لباس خود را خودش انتخاب كند. خصوصاً اگر اين مسأله نوعی التزام دينی به شمار آيد كه انسان نميتواند آن را زير پا بگذارد. حجاب اسلامی يك حكم شرعی الزامی است كه زن مسلمان بايد بدان پايبند باشد.
2- حجاب در حالی به عنوان يك نماد دينی مطرح ميشود كه چنين برخورد شديدی را در قبال نمادهای اديان ديگر شاهد نيستيم. اين مسأله حاكی از عقده لجام گسيخته غربيها عليه اسلام در رابطه با التزامهای زنان مسلمان ساكن در اروپا به شمار ميآيند. اين مسأله در شرايطی اتفاق ميافتد كه به خاطر متهم شدن اسلام و مسلمانان به تروريسم, موجی از حساسيت ضد اسلامی در اروپا گسترش يافته است. اين امر باعث گرديده است كه بانوان محجبه مسلمان از پوشيدن حجاب احساس ترس كنند. چرا كه حجاب ويژگی دينی و اسلامی را نشان ميدهد و ممكن است در بعضی از كشورها و جوامع غربي، گرفتار نوعی تعدی مادی و معنوی شوند.
3- اين كه گفته شده است حجاب يك پديده وارداتی است. نشان از جهل اينان نسبت به دين و تاريخ دارد. چرا كه از ابتدای شكلگيری دعوت اسلامی در مدينه، حجاب وجود داشته است و زنان مسلمان از زمانی كه آيه حجاب نازل شد, همواره حجاب داشته و در رفتار شرعی خود بدان پايبند بودهاند. اين مسأله در تمام سرزمينهای اسلامی وجود داشته است. پس چه معنا دارد كه حجاب پديدهای طائفهای به حساب آيد، در حالی كه همگان ميدانند حجاب پديدهای اسلامی است و هيچ وقت مسلمانان آن را از ديگران نگرفتهاند؟ اگر چه بعضی از ملتهای غير اسلامی به عنوان سنت ملی يا دينی حجاب داشتهاند، به معنای آن نيست كه حجاب اسلامی از آنها گرفته شده است و التزام شرعی به آن از اين مسأله ريشه گرفته باشد.
4- مسأله حجاب از جمله مسؤوليتهای اجتماعی دولت نيست. بلكه يك مسأله كاملاً شخصی است كه به آزادی انسان در انتخاب نوع لباس بستگی مربوط ميشود. مثل تمام آزاديهای فردی و خصوصی ديگر. جالب اين كه بعضی از مسؤولان بعضی دولتها از رعايت شرم و حيا در لباس حرف ميزنند ولی هيچگاه جلوی كسانی را كه در مراكز اجتماعی يا سياحتي، اين مسأله را رعايت نميكنند، نميگيرند. اين مسأله نشان ميدهد كه قضيه به هيچ وجه جنبه قانونی برای حفاظت از اخلاق ندارد. بلكه يك سنت كاملاً غربی در شيوه زندگی به شمار ميآيد. آنان با اين كارهای خود ميخواهند كه از سنتهای اسلامی رها شوند و از اين بابت تأييد غربيها را بدست آورند.
5- اگر منظور از قانون منع حجاب در مدارس، تأثير ناخوشايندی باشد كه زن باحجاب در روان ساير دانشآموزان ميگذارد، حرفی بيپايه است. چرا كه ملتزمان به حجاب ميتوانند بگويند كه برداشتن حجاب تأثير منفی روی روان آنان به جای ميگذارد. علاوه بر اين بايد توجه داشت كه اين مسأله به كلاسهای درس منحصر نميشود, بلكه تمام جاهايی را كه مردم آزاديهای عمومی را اعمال ميكنند، در بر ميگيرد. مردم به اين تنوع عادت كردهاند. اين تنوع يك نماد تمدنی است. درست مثل لباسهای بومی ملتها.
6- جلوگيری از ورود دختران با حجاب به مدارس و دانشگاهها با قانون آزاديها و دموكراسی منافات دارد و اگر فرصت ورود به مدارس خاص اسلامی برايشان وجود نداشته باشد, جلوی پيشرفت تحصيلی آنان گرفته ميشود و اين يك مسأله غيرانسانی است.
7- تنوع دينی در جامعه يك مسأله تمدنی است و بر همزيستی تمدنهای مختلف تأكيد ميورزد و نشان از ارتباط فرهنگی و گفتگوی اديان گوناگون دارد. اين مسأله باعث ميشود كه نسبت به اديان گوناگون شناخت بهتری حاصل شود و جامعه به سمت شناخت دقيقتر از اديان پيش برود.
جالبتر اينكه منع حجاب در ايالات متحد آمريكا كه بر آزاديهای فردی متدينين تأكيد دارد، راهگشا نبوده است. چرا كه در آمريكا مردم عقده تاريخی نسبت به اسلام ندارند. در حالی كه اروپاييها در فرهنگ خود چنين عقدهای را نسبت به اسلام دارند. همين مسأله باعث گرديده است كه رهروان آنها در كشورهای اسلامی برای اين كه خود را شبيه آنان كنند و تأييد متمدن شدن خود را از اروپاييها بگيرند، در حالی كه آزاديهای سياسی و حقوق مدنی مردم خود را رعايت نميكنند، به اين كار مبادرت بورزند.
8- ما اعتقاد داريم كه زن مسلمان با جنبه انسانی و نه با جنبه زنانگی تحريك آميز خود تبارز پيدا ميكند و حجاب برای زندگی زناشويی يا در مجموعههای زنانه هيچ مشكلی ايجاد نميكند.
9- جالب اينكه سردمداران فشار به زنان ملتزم، چنين استدلال ميكنند كه ورود آزادانه زنان با حجاب به مدارس و دانشگاهها و نهادهای رسمی با نظام سكولار منافات دارد. در حالی كه اين استدلال دقيق نيست. زيرا نظام سكولار مبتنی بر التزام دينی دانش آموزان و دانشجويان نيست. خصوصاً كه نظام سكولار به هيچ وجه آزاديهای دينی را تحت فشار قرار نميدهد, بلكه دين را به عنوان مبنای حكومت و قانون دولت به رسميت نميشناسد. از سوی ديگر التزام در عرصههای عمومی برای مردم بسيار حساستر از التزام به آن در بعد تربيتی ميباشد.
10- قوانين منع حجاب برای دختران دانشآموز مدارس، يك فشار نژادپرستانه است كه به هيچ وجه با دموكراسی همخوانی ندارد و نوعی تنفر سياسی عليه نظام سكولار را در بين مردم ايجاد مينمايد.
در انتها ما به اين كشورهای اسلامی نصيحت ميكنيم كه اين قانون غير انسانی را ملغی كنند و در راستای بالا بردن سطح فرهنگی مردم گام بردارند و به سوی ارزشهای اسلامی و انسانی آغوش بگشايند كه مبتنی بر اخلاق است. اين اخلاق است كه انسان را به سوی معنويت سوق ميدهد، در اين فضای معنوی انسان با كسی كه اختلاف دارد بر اساس شناخت و ارتباط و رويكرد برخورد مينمايد.
از دولتهای اروپايی كه ممكن است زمزمههای حجاب ستيزانه در آنها وجود داشته باشد, ميخواهيم كه بر مبنای باور به آزاديهای عمومی كه برای نظام خود انتخاب كردهاند، از اين روش غير انسانی در قبال زنان مسلمان ملتزم دست بردارند.
علاوه بر اين مسلمانان امروز يك بخش بزرگ از جامعه اروپايی را تشكيل ميدهند. بدين ترتيب كسانی كه دنبال سوء استفاده از اين مشكلات خاصی برای ايجاد بعضی حالتهای منفی كه به هيچ وجه به نفع جامعه نيست، فرصت لازم را پيدا نميكنند.
ما به گفتگويی متمدنانه دعوت ميكنيم كه در آن پيروان اديان و تمدنهای گوناگون يكديگر را درك كنند. پشتسر اين التزامها، ديدگاههای فكری و فرهنگی بسياری وجود دارد. چنين گفتگويی ميتواند سلامت روحی و فرهنگی و اجتماعی را برای جامعه به ارمغان بياورد.
براي حجاب و پوشش اسلامي فوايد فراواني مي توان بيان كرد كه به برخي از آنها اشاره مي شود.
الف. فايده حجاب در سلامت روحي
پرسش: تاثير مثبت حجاب در سلامت روحي و در مقابل تاثير بدحجابي در بيماري روحي چيست؟
پاسخ: بانواني كه از سلامت روحي و رواني برخوردارند در خود كمبودي احساس نمي كنند و در نتيجه تمايلي نيز به جلب توجه ديگران ندارند ولي زناني كه داراي عقده حقارت هستند با پوشيدن لباس شهرت و نمايش زينت ها و زيبايي ها و استفاده كردن از لباس هاي رنگارنگ و جذاب در بيرون منزل و در مواجهه بانامحرم مي كوشند تا احساس حقارت و كمبود خود را به نحوي مرتفع نمايند.
بنابراين منشا و دليل استفاده از لباس شهرت عقده حقارت است. زنان و مرداني كه در تعويض لباس و انتخاب رنگ هاي متنوع مبالغه و وسواس دارند جز جبران نقيصه دروني كار ديگري نمي كنند. افراط در پوشيدن لباس با مدل ها و رنگ هاي متنوع كاشف از عقده حقارت است. به طور طبيعي انتخاب نوع لباس و نحوه پوشش و آرايش چهره مانند رنگ رخسار و چهره از سر ضمير خبر مي دهد و معمولا افرادي كه دچار عقده حقارت و كمبود شخصيت هستند با لباس شهرتي كه به تن مي كنند براي خود شخصيت تصنعي و ساختگي ايجاد مي كنند. در برخي احاديث به شكل بسيار زيبايي به رابطه بين نحوه پوشش و بيماري روحي عقده حقارت اشاره شده است از امام صادق(ع) نقل شده است: “كفي بالمر خزيا ان يلبس ثوبا يشهره; براي حقارت و خواري آدمي همين بس كه لباسي به تن كند كه او را مشهور نمايد.” حاصل اين كه حجاب نشانه سلامت روحي و در مقابل بي حجابي نشانه بيماري روحي و احساس حقارت است.
ب. فايده حجاب در تشكيل و تحكيم نهاد خانواده
پرسش: حجاب چگونه در تشكيل و تحكيم نهاد خانواده تاثير دارد؟
پاسخ: ترديدي نيست كه خانواده مهم ترين و اساسي ترين نهاد اجتماعي جامعه انساني است و تاثير آن در نهادهاي اجتماعي ديگر مثل نهاد آموزش و پرورش و نهاد حكومت و سياست غيرقابل انكار است بنابراين ثبات و استحكام نهاد اجتماعي خانواده در استحكام و استواري نهادهاي ديگر جامعه نيز موثر است. واضح است كه يكي از عوامل مهم در تشكيل و استحكام خانواده رعايت حجاب است چون اگر در جامعه حجاب كاملا رعايت گردد و رابطه جنسي فقط به رابطه زن و شوهري محدود گردد جوانان با ازدواج به تشكيل خانواده تمايل پيدا مي كنند و خانواده هاي تشكيل شده نيز ثبات و استحكام بيشتري خواهند يافت و در نهايت بيشترين فايده و نفع نصيب خود زنان خواهد شد زيرا با مستحكم شدن خانواده بانوان از محبت و حمايت روحي و عاطفي همسران خود برخوردار خواهند شد.
اما اگر در مقابل بدحجابي و بي حجابي و خودنمايي و آرايش بانوان به طور تحريك كننده در جامعه رواج پيدا كند و در نتيجه روابط جنسي افسارگسيخته و غيرمشروع در غير از محيط خانواده ممكن گردد ديگر نه تنها جوانان با ازدواج به تشكيل خانواده تن نخواهند داد. بلكه خانواده هاي تشكيل شده نيز دائما متزلزل شده فرو خواهند ريخت چون مردان با ديدن زنان بدحجاب و بي حجاب تحريك شده آسيب پذير خواهند شد و در نتيجه كانون گرم خانواده به سردي مي گرايد و محبت در خانواده جاي خود را به انزجار و تنفر خواهد داد. زيرا همسر قانوني رقيب و مانع روابط جديد جنسي به حساب مي آيد. بنابراين در پرتو رعايت كامل حجاب اسلامي اولا زمينه تشكيل نهاد خانواده فراهم مي گردد و ثانيا نهاد خانواده درخشش و بالندگي و استحكام مطلوب را پيدا خواهد كرد.
حجاب اسلامي، راهي براي رسيدن به امنيت اجتماعي

امروز کمتر کسي است که از طرح ارزشمند امنيت اخلاقي و اجتماعي بيخبر باشد. همگان ميدانند که اين طرح، با هدف بازگرداندن جامعه به دامن ارزشها و آرمانهاي اسلامي و انقلابي طراحي و اجرا ميشود و نيز ميدانندکه موضوع بدحجابي، يکي از جديدترين نگرانيهاي دينداران جامعۀ ايراني در طول تاريخ بوده است. در يک برداشت ميتوان گفت: اين ناهنجاري، رهآورد دنياي ارتباطات و مدرنيسم است که جامعۀ ديني را تهديد، و انحرافات فردي و اجتماعي فراواني را به بار ميآورد.
اجراي اين طرح، ديدگاههاي گوناگون و بازتابهاي متنوعي در بستر جامعه به وجود آورده است. برخي معتقداند که اين طرح در راستاي احياي حدود الهي پيگيري و برخي نيز بر اين باورند که مسئلۀ حجاب بايد در لابهلاي شعارهاي بينالمللي از بين برود!
ديدگاه نخست به عموم ملّت غيرتمند ايران، بهويژه مسئولان خدوم نظام اسلامي تعلّق دارد. نتايج نظرسنجي مركز اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان، حاكي از آن است كه بيش از 80% معتقدند، واجب بودن حجاب، مصونيت ميآورد و نيز آن را دليل احترام به مقام زن ميدانند و بيش از 75% معتقدند كه حجاب، تحكيم بنيان خانواده را در پي خواهد آورد.
مقام معظّم رهبري در اينباره ميفرمايند: «نيروي انتظامي بايد با پرهيز از طرحهاي موسمي و موقت، طرح امنيت اجتماعي را با قدرت ادامه دهد، تا اهداف آن در جامعه نهادينه شود».1
و ديدگاه دوم به کساني تعلّق دارد که عينک سياسي به چشم زده و روزگاري تاختن به ارزشهاي ديني و ملّي را وجهۀ همّت خويش قرار داده بودند.
قائم مقام يکي از احزاب سياسي کشور دربارۀ اجراي اين طرح ميگويد: «اول خواستند زنان را بترسانند، اما نتوانستند، بعد گفتند اراذل و اوباش را ميگيريم که فايدهاي نداشت، پشت پردۀ اين برخوردهاي نيروي انتظامي، چيزي نيست جز ترساندن مردم!!!»
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید....
ادامه مطلب...

![]()
![]()
بالاخره توانستم شیطان را شکست دهم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
این کار دختران مسلمان(حجاب داشتن)غیر اسلامی است.!!!!![]()
![]()
![]()

برداشت از گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب
حجاب خون بهای شهیدان

حافط خون شهیدان باشیم
به گفته اهل لغت اين واژه به صورت متعدى و به معناى در پرده قرار دادن به كار مى رود. ابن دريد مى گويد: «حجبت الشىء. .. اذا سترته، و الحجاب: السِّتر...، احتجبت الشمس فى السحاب اذا تستترت فيه.4 حجاب، پوششى است كه روى شىء را فرا مى گيرد و حجاب يعنى پرده...، زمانى كه خورشيد در ابر فرو مى رود عرب مى گويد: احتجبت الشمس فى السحاب». فيومى اين واژه را چنين توضيح مى دهد:
حجب فعلى متعدى است و به معناى مانع شدن به كار مى رود. به پرده، حجاب مى گويند، زيرا مانع از ديدن است، و به دربان، حاجب گفته مى شود، زيرا وى مانع از ورود افراد است. اين واژه در اصل بر موانع جسمانى اطلاق مى گردد، ولى برخى مواقع به موانع معنوى نيز حجاب گفته مى شود.5
از گفتار اهل لغت مى توان نتيجه گرفت كه در زبان عرب، حجاب به پوششى گفته مى شود كه مانع از ديدن شيئى پوشانده شده مى شود. شهيد مطهرى نتيجه تحقيقات لغوى خود را درباره اين واژه، چنين بيان مى كند:
كلمه حجاب هم به معنى پوشيدن است و هم به معنى پرده و حاجب، بيشتر استعمالش به معنى پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى دهد كه پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نيست; آن پوشش حجاب ناميده مى شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.6
اين واژه در قرآن و حديث نيز با عنايت به همين معناى لغوى به كار رفته و معناى خاصى پيدا نكرده است.7 شهيد مطهرى مى فرمايد:
در قرآن كريم در داستان سليمان غروب خورشيد را اين طور توصيف مى كند: «حتى توارت بالحجاب» يعنى تا آن وقتى كه خورشيد در پشت پرده مخفى شد. تعبير حجاب با همين معنا در آيه 51 سوره شورى و نيز در آيه 53 سوره احزاب به كار برده شده است... . در دستورى كه امير المومنين(عليه السلام) به مالك اشتر نوشته است مى فرمايد: «فلا تطولن احتجابك عن رعيتك» يعنى در ميان مردم باش كمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان كن. حاجب و دربان تو را از مردم جدا نكند بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده.8
مفهوم اصطلاحى حجاب
حجاب در علومى چون عرفان و طب و شايد ديگر علوم، اصطلاح خاصى دارد9اما در مسئله مورد بحث اين نوشتار كه مسئله اى فقهى است داراى معناى خاصى نيست. اين واژه در فقه در معناى لغوى خود كه همان پرده حائل ميان دو چيز باشد به كار رفته و معناى جديدى براى آن ايجاد نشده بود. در دوران متأخر اين واژه معناى اصطلاحى خاصى پيدا كرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است. شهيد مطهرى در اين باره مى فرمايد:
استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جديدى است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معنى پوشش است به كار مى رفته است. فقها چه در كتاب الصلوة10 و چه در كتاب النكاح11 كه متعرض اين مطلب شده اند كلمه ستر را به كار برده اند نه كلمه حجاب را. بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمى شد و ما هميشه همان كلمه پوشش را به كار مى برديم، زيرا چنان كه گفتيم معنى شايع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده مى شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده زيادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمايى نپردازد. آيات مربوطه همين معنى را ذكر مى كند و فتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است... در آيات مربوطه، لغت حجاب به كار نرفته است. آياتى كه در اين باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد. آيه اى كه در آن كلمه حجاب به كار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام.12
معناى اصطلاحى جديد اين واژه، عبارت است از پوششى كه زن در برابر نامحرمان بايد استفاده كند و از جلوه گرى و خود نمايى بپرهيزد. در اين نوشتار نيز همين معناى اصطلاحى مورد نظر است، نه پرده نشينى زنان. ترديدى نيست كه حجاب در اين اندازه يكى از احكام مشترك اديان ابراهيمى13 و از احكام ضرورى اسلام بوده و همه طوايف اسلامى بر آن اتفاق نظر دارند.
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو میگیری، او که تو را نمیبیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمیبیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمیبیند ولی بوی مرا که حس میکند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»
روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »
رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام میفرماید:« هیچ کس نمیداند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»
روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تختههایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن میگذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، میدیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست میکردند و مرده را داخل آن میگذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبهدار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچهای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمیشود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»
مسئله حجاب در دو سوره از سوره هاى قرآن مطرح شده است. ابتدا اين نكته به طور اجمال در سوره احزاب آيه 59 مطرح شده20، و سپس با تفصيل بيشتر در سوره نور آمده است:
و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيوبِهِنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ...
ادامه در ادامه مطلب....
ادامه مطلب...
«عفاف» حالتي دروني و نفساني است كه غرايز را تعديل و تحت كنترل خود در مي آورد، مي توان گفت «حجاب» نيز به عنوان يكي از مهمترين ابعاد عفّت به كنترل درآوردن و تعديل غريزه خودنمايي و جلوه گري در زنان مي باشد.
در حقيقت عفاف را زباني بايد و آن حجاب است كه نماد تفكّر و انديشه ديني مي باشد. خداي تعالي در فرهنگ باشكوه عفاف از زن مي خواهد به عنوان يك انسان ، ارزش وجودي خويش را بشناسد و خود را ملعبه دست نامحرمان نسازد و از سوي ديگر همگان را به چشم پوشي از نامحرم دستور مي دهد، بلكه همه دست به دست هم نهاده عفاف اجتماعي را رقم زنند.
اگر بگوييم مهمترين و پردامنهترين بحث عفاف حجاب است، سخني به گزاف نگفتهايم؛ زيرا حجاب نقش بسزايي در كم نمودن تحريكات جنسي در جامعه به عهده دارد.
از آنجا كه زن از ظرافتها و زيبايي هاي دروني خاصي برخوردار مي باشد، همواره مطلوب و مورد توجه مرد بوده است و از سوي ديگر غريزه خودنمايي و جلوه گري در زنان، كشش خاصي بين اين دو برقرار مي نمايد.
با توجه به اين مسائل، اسلام براي تعديل اين كشش و روابط بين زن و مرد حجاب را به زن مسلمان توصيه مي كند، تا فضاي جامعه پاك و پيراسته از هر گونه عامل تحريك زا باشد.
جواز كشف حجاب در مقابل نامحرم، اين غريزه را جهت مي دهد كه خودآرايي زن مختص به شوهر باشد و منع آن در برابر نامحرم، اين غريزه را كنترل مي سازد و از مرز شكني جلوگيري مي كند.
حضرت علي (ع) پوشش را مهمترين عامل تعديل حس زيبايي دوستي و خودنمايي دانسته و مي فرمايند:
«زكات الجمال العفاف» (آمدي، 4/105) «زكات زيبايي عفاف است.»
البته تنها با پوشش زنان در قالب چادر نمي توان ادّعاي عفاف كرد، زيرا ممكن است اين نيز حجابي باشد براي بي عفتي، به عبارت ديگر بيش از آنكه تن زن مرد را به سوي خود دعوت كند، كردار و گفتار وي تحريك كننده است، و حركات او را، نگاه هاي او را، و... حجابي ديگر بايد كه عفاف مستلزم آن است .
اگر چه حجاب شرط لازم براي رسيدن به عفاف است اما كافي نمي باشد و بايستي با ابعاد ديگر عفاف همگام شود.
بنابراين زن موظف است كه غرايزش را تحت كنترل در آورد و سپس تن خويش را در حجاب كامل بگيرد، زيرا اين نفسانيت زن است كه مرد را به سوي خويش مي كشد و حجاب تن هيچ مانعي براي چنين كششي نخواهد بود و اين تسلط بر نفسانيت در حد اعتدال همان عفاف است.
در هم تنيدگي اين دو آنقدر زياد است كه بدون يكديگر معناي خود را از دست مي دهند، در حقيقت مي توان گفت، حجاب بدون عفت صدفي است بدون مرواريد.
زن در قبال رعايت حجاب علاوه بر اعلام عفت خود، عفت جامعه را نيز تضمين مينمايد، همان گونه كه خداي متعال پس از امر به درست پوشيدن چادر مي فرمايند:
«ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ»
«اين كار براي اينكه (به عفت) شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند، بهتر است.»
بنابراين رعايت حجاب بهترين راه اعلام عفت است و ثمره آن امنيت جنسي مي باشد، همان امنيتي كه امروزه حلقه مفقودهاي در جوامع غربي است.
حجاب و پوشش صحیح زنان یکی از عوامل بسیار مؤثر در حفظ خانواده است. زنی که خودسرانه جلوهگری کند، آتش هوس مردان را میافروزد و چشم و دل سبکسران را بیاختیار به دنبال خود روان میکند.
هزاران پرونده جنایی و ناموسی، فحشا و روابط نامشروع بیشمار از عواقب تلخ بلای بیحجابی و بدحجابی است که گریبان دنیای امروز را گرفته است.
حجاب، حصار و حریم عفت زن و سنگر محکمی است که راه ورود فساد و هرزگیها را سد میکند و به زن شخصیت و احترام میبخشد تا ملعبه شهوات و بازیچه بوالهوسیها قرار نگیرد. در جامعهای که زنانش با حجاب صحیح و پوشش کامل رفت و آمد کنند، جوانان هم با خاطری آرام به کار خود مشغول میشوند و دور از هر گونه تحریک بیجا و خیال خام، در زمان مناسب، با رضایت و خرسندی به تشکیل خانواده علاقمند میگردند و ازدواج میکنند.
در دین مقدس اسلام به حجاب اهمیت خاصی داده شده است .



